آیا عشق می‌تواند به یک مترسک جان بدهد؟

آیا عشق می‌تواند به یک مترسک جان بدهد؟

رمان «عاشق مترسک» داستان دختری روستایی و تنها را روایت می‌کند که در مواجهه با زندگی سخت و پدر خشن خود، به ساختن مترسکی پناه می‌برد؛ مترسکی که ناگهان جان می‌گیرد.

به گزارش خبرنگار مهر، در میان داستان‌هایی که مرز خیال و واقعیت را به بازی می‌گیرند، گاهی یک روایت ساده می‌تواند به پرسش‌هایی عمیق درباره تنهایی، عشق و نیاز انسان به دیده‌شدن برسد. «عاشق مترسک» نوشته فیلیس هستینگز، داستان دختری روستایی به نام اگنس است که در مزرعه‌ای دورافتاده و در کنار پدری خشن زندگی می‌کند؛ دختری که سهمش از زندگی، کار، سکوت و تنهایی است و برای جبران این خلأ، به دنیای خیال پناه می‌برد.

این رمان با ترجمه علی‌اصغر مهاجر توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شده و روایت خود را در فضایی میان واقعیت و خیال پیش می‌برد؛ جایی که یک مترسک ساده می‌تواند به مهم‌ترین موجود زندگی یک دختر تنها تبدیل شود و حتی به شکلی عجیب، جان بگیرد.

«عاشق مترسک» تنها داستانی درباره یک عشق نامتعارف نیست؛ بلکه روایتی است از انسانی که در جهانی خالی از محبت، برای خود همدمی می‌سازد و در نهایت با اتفاقی غیرمنتظره، وارد ماجرایی می‌شود که مرز میان خیال و واقعیت را برای او و خواننده مخدوش می‌کند.

دختری که حتی کسی او را به نام نمی‌خواند

آگنس در ابتدای داستان، زندگی متفاوتی با آنچه از یک زندگی معمولی انتظار داریم ندارد؛ او در مزرعه‌ای دورافتاده همراه پدرش زندگی می‌کند و تقریباً تمام روزهایش در کار و خستگی می‌گذرد. پدر، مردی سخت‌گیر و خشن است و رابطه میان او و دخترش بیشتر از آنکه رنگی از رابطه عاطفی داشته باشد، بر کار و انجام وظایف روزمره استوار است.

مادر سال‌هاست از دنیا رفته و خواهرها و برادرهای آگنس نیز پس از ازدواج، مزرعه را ترک کرده‌اند. از گذشته برای او چیزی جز خاطراتی مبهم باقی نمانده است؛ خاطراتی که گاه با تحقیر و دست‌انداختن دیگران همراه بوده‌اند. به همین دلیل، آگنس بیش از آنکه در جهان واقعی زندگی کند، در جهان ذهنی خودش روزگار می‌گذراند.

او در ابرها شکل‌های مختلف می‌بیند، حرکت برگ‌های پاییزی را دنبال می‌کند و برای اتفاق‌های ساده اطرافش معناهایی خیالی می‌سازد. این تخیل برای آگنس تنها یک سرگرمی نیست؛ راهی است برای فرار از جهانی که در آن جایی برای شادی، دوستی و محبت ندارد.

در چنین شرایطی است که تصمیم می‌گیرد چیزی برای خودش بسازد؛ موجودی که متعلق به خودش باشد و بتواند خلأ نبودن دیگران را پر کند. نتیجه این تصمیم، ساختن یک مترسک است.

آگنس با سختی وسایل مورد نیاز را فراهم می‌کند و با دقت و علاقه، مترسک را می‌سازد. او دوست دارد مترسک را در اتاق خودش نگه دارد، اما پدر چنین اجازه‌ای نمی‌دهد و او را مجبور می‌کند مترسک را در مزرعه قرار دهد. این جدایی کوچک برای آگنس معنایی بزرگ دارد؛ چراکه حتی چیزی را که خودش ساخته نیز نمی‌تواند در اختیار داشته باشد.

با این حال، مترسک به تدریج تبدیل به نقطه امید و دلخوشی او می‌شود. آگنس برای دیدنش به مزرعه می‌رود و با او حرف می‌زند. به این ترتیب، رابطه‌ای شکل می‌گیرد که در ابتدا تنها در ذهن دختر وجود دارد، اما خیلی زود داستان را به سمت اتفاقی غیرمنتظره می‌برد.

مترسکی که دیگر از جنس کاه و چوب نیست

نقطه عطف داستان زمانی اتفاق می‌افتد که آگنس پس از مواجهه با چند پلیس در جاده، عصر به محل همیشگی مترسک می‌رود. اما مترسک دیگر سر جای خود نیست.

آگنس با نزدیک شدن به زمین، با صحنه‌ای روبه‌رو می‌شود که هیچ توضیح ساده‌ای برای آن ندارد. مترسک روی زمین افتاده، اما این بار خبری از کیسه‌های کاه و خاک‌اره نیست. او نفس می‌کشد، حرف می‌زند و حتی نام آگنس را می‌پرسد.

از همین لحظه، داستان وارد مرحله‌ای تازه می‌شود. خواننده نیز مانند آگنس نمی‌داند با چه چیزی مواجه است. آیا عشق و تخیل دختر توانسته‌اند به مترسک جان ببخشند؟ آیا آنچه اتفاق افتاده نتیجه خیال‌پردازی‌های آگنس است؟ یا اینکه مترسک در حقیقت انسانی است که به دلایلی خود را به شکل مترسک درآورده است؟

همین ابهام یکی از جذابیت‌های اصلی رمان است. نویسنده پاسخ همه پرسش‌ها را بلافاصله در اختیار مخاطب نمی‌گذارد و اجازه می‌دهد داستان در فضایی میان واقعیت و خیال حرکت کند.

آگنس در طول داستان، بیش از آنکه با یک موجود عجیب روبه‌رو باشد، با بخشی از نیازهای درونی خودش مواجه می‌شود؛ نیاز به دوست داشته شدن، دیده شدن و داشتن کسی که بدون قضاوت در کنارش بماند.

در اینجا مترسک می‌تواند بیش از یک شخصیت داستانی باشد. او نمادی از تمام چیزهایی است که آگنس در زندگی واقعی از آنها محروم بوده است؛ یک دوست، یک همدم و موجودی که برخلاف پدرش، او را به خاطر سادگی یا تفاوت‌هایش تحقیر نمی‌کند.

عشق؛ نجات‌بخش یا ساخته ذهن یک دختر تنها؟

یکی از پرسش‌های مهمی که «عاشق مترسک» در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند، این است که اساساً چه اتفاقی برای آگنس افتاده است. آیا عشق واقعا می‌تواند به چیزی که فاقد زندگی است، حیات ببخشد؟ یا آنچه مخاطب می‌بیند، حاصل ذهن دختری است که آن‌قدر در تنهایی فرو رفته که برای خود جهانی تازه ساخته است؟ نویسنده عمداً میان این دو احتمال فاصله مشخصی ایجاد نمی‌کند. همین ویژگی باعث می‌شود داستان تنها یک قصه فانتزی نباشد و بتوان آن را از منظر روان‌شناختی نیز دنبال کرد.

آگنس دختری است که در محیط اطرافش کسی او را جدی نمی‌گیرد. او حتی از ابتدایی‌ترین شکل‌های ارتباط انسانی محروم است. بنابراین طبیعی است که ذهن او برای جبران این کمبود، جهانی بسازد که در آن بتواند دوست بدارد و دوست داشته شود.

در این میان، جمله‌ای که در داستان درباره عشق مطرح می‌شود، می‌تواند یکی از کلیدهای فهم رمان باشد: «عشق مایه حیات است و من عاشق مترسکم بودم.» در واقع، کتاب از همین ایده ساده فراتر می‌رود و این پرسش را مطرح می‌کند که انسان برای زنده ماندن تنها به غذا و سرپناه نیاز دارد یا محبت نیز بخشی از نیازهای اساسی اوست؟

آگنس در تمام سال‌های زندگی‌اش از محبت محروم بوده و ساختن مترسک شاید نخستین تلاش آگاهانه او برای پر کردن این خلأ باشد. او چیزی می‌سازد که دوستش داشته باشد و در نهایت، چیزی در پاسخ به این عشق به زندگی بازمی‌گردد.

داستانی میان مزرعه، خیال و سینما

«عاشق مترسک» در کنار فضای شاعرانه و خیال‌انگیزش، داستانی درباره زندگی آدم‌هایی است که در حاشیه قرار گرفته‌اند؛ آدم‌هایی که کمتر دیده می‌شوند و کمتر کسی درباره تنهایی آنها سؤال می‌کند.

فیلیس هستینگز در این اثر تلاش کرده است فضای روستایی و زندگی سخت آگنس را با دنیای خیال او درهم بیامیزد. مزرعه، ابرها، برگ‌های پاییزی و مترسک، همه بخشی از جهانی هستند که دختر برای خود ساخته است. در این میان، تغییر ماهیت مترسک نقطه‌ای است که دو جهان واقعیت و خیال را به هم متصل می‌کند.

این داستان بعدها به سینما نیز راه پیدا کرد. جان گیلرمین در سال ۱۹۶۵ فیلمی اقتباسی از این اثر ساخت که ضمن حفظ فضای کلی داستان، تفاوت‌هایی با رمان اصلی داشت. در ایران نیز مهدی نوربخش در سال ۱۳۸۲ فیلمی با اقتباسی وفادارانه از این داستان ساخت.

توجه سینماگران به این رمان نشان می‌دهد که قصه آگنس تنها به فضای ادبی محدود نمانده و ظرفیت تبدیل شدن به یک روایت تصویری را نیز داشته است؛ روایتی که در آن می‌توان همزمان از تنهایی، عشق، خیال و جست‌وجوی انسان برای یافتن یک همدم سخن گفت.

«عاشق مترسک» را می‌توان داستانی درباره عشق دانست، اما نه عشقی معمول و آشنا. اینجا عشق از دل تنهایی زاده می‌شود؛ از دل دختری که چیزی برای دوست داشتن ندارد و برای خودش یک مترسک می‌سازد. داستان سپس با جان گرفتن این مترسک، خواننده را وارد جهانی می‌کند که در آن نمی‌توان به سادگی مرز میان واقعیت و خیال را تشخیص داد.

همین ویژگی، اثر را از یک داستان فانتزی ساده جدا می‌کند. خواننده در طول روایت دائماً با این پرسش مواجه است که آنچه می‌خواند واقعاً اتفاق افتاده یا بخشی از ذهن آگنس است. پاسخ به این پرسش نیز شاید به اندازه خود داستان اهمیت نداشته باشد؛ چراکه نویسنده بیش از آنکه بخواهد معمای مترسک را حل کند، مخاطب را با تنهایی و دنیای درونی دختری روبه‌رو می‌کند که سال‌ها کسی او را ندیده است.

«عاشق مترسک» نوشته فیلیس هستینگز با ترجمه علی‌اصغر مهاجر، اثری است که می‌توان آن را برای مخاطبانی با علاقه به داستان‌های خیال‌انگیز، انسانی و عاطفی پیشنهاد کرد؛ داستانی که از یک مزرعه کوچک آغاز می‌شود، اما خیلی زود به پرسش‌هایی بزرگ‌تر درباره تنهایی، محبت، عشق و نیاز انسان به دیگری می‌رسد.

«عاشق مترسک» نوشته فیلیس هستینگز با ترجمه علی‌اصغر مهاجر در۲۳۲صفحه از سوی انتشارات امیرکبیر منتشر شده است.

کد مطلب 6911902 زهرا اسكندری

  • یکی از مرگبارترین قحطی‌های تاریخ را بهتر بشناسیم

  • کربلا آن‌گونه که منابع کهن روایت کرده‌اند

  • حضرت زینب(س) نخستین راوی عاشورا بود/ کربلا با روایت ماندگار شد

  • مراسم افتتاح ششمین کتابفروشی امیرکبیر برگزار شد

  • گسترش پویش «تقدیم به آقای کتابخوان» در کشور

  • چهار وزیر، چهار اندیشه؛ بازخوانی اندرزنامه‌های سیاسی ایران

  • تلگرام خبرگزاری زیر خبر
  • تلویزیون آن
  • اجرای نمایش «بلندی‌های خاکریز» به مناسبت هفته دفاع مقدس

  • هیئت حقیقت یاب سازمان ملل: آمریکا در ایران جنایت جنگی انجام داده است

  • هوش مصنوعی در چهاردهمین جشنواره مد و لباس فجر پررنگ خواهد بود

  • سهم یک کتابفروشی از جنگ؛ حمایت از تولید ایرانی به یاد کودکان میناب

  • فرصت مجدد ثبت نام در پذیرش بدون آزمون کاردانی مهارتی ۱۴۰۵ فراهم شد

  • بانوان صنعت دفاعی در خط مقدم علم، فناوری و آینده‌سازی دفاعی قرار دارند

  • مهلت انتخاب رشته پذیرش بدون آزمون کاردانی به کارشناسی ۱۴۰۵ تمدید شد

  • باند پنج‌نفره پولشویی با وجوه فیشینگ در یاسوج متلاشی شد

  • مصدومیت کارگر ساختمانی در حادثه سقوط به چاهک آسانسور در خرم‌آباد

  • ردپای سرقت یک کیلو طلا پس از ۱۰ روز به سارقان رسید

  • ایران – کره‌جنوبی؛ جدالی برای فینال و دفاع از حیثیت بسکتبال غرب آسیا

  • استقلال آبروی ایران است؛ به همه بگویید «غول آسیا» از خواب بیدار شد

  • ادعای ترامپ: در مراحل پایانی جنگ با ایران هستیم

  • دیدار اعضای هیئت رئیسه خانه سینما با بازیگر پیشکسوت

  • موسوی: محدودیت برق به تولیدکنندگان بخش کشاورزی آسیب می‌زند

  • اعلام حمایت آمریکا از مزدوران یمنی وابسته به عربستان

  • بلاگر هتاک به مردم شمال توسط پلیس آستارا دستگیر شد

  • سقف سهمیه آرد نانوایی‌های آزادپز ۳۰۰ کیسه در ماه تعیین شد

  • قادری: انفجار منزل مسکونی در کرمانشاه یک مصدوم برجا گذاشت

  • خوشنویسی از میراث ارزشمند فرهنگ ایران اسلامی است

  • روزنامه‌های اقتصادی پنج‌شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های اقتصادی پنج‌شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های ورزشی پنج‌شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های ورزشی پنج‌شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های صبح پنج‌شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های صبح پنج‌شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های ورزشی چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های ورزشی چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های اقتصادی چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های اقتصادی چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵

  • دوربین مداربسته
  • مبلمان اداری
  • جراح بینی تهران
  • بلکا
  • جراح بینی در تهران
  • لوازم تحریر
  • خرید طلای آب شده
  • قیمت موکت
  • تور کربلا
  • استند تسلیت
  • مداحی اربعین
  • مرجع پاسخ معتبر پزشکان
  • فروش مواد شیمیایی
  • قیمت ایمپلنت
  • قطعات لباسشویی
  • آموزشگاه تیزهوشان
  • بلیط هواپیما
  • نمایندگی بوش در تهران
  • آموزشگاه زبان ملل
  • قیمت و خرید سمعک نامرئی
  • مهرینو
  • تهران تایمز
  • روزنامه آگاه