چند ساعتی که کنارشان نشستم، زمان به عقب برگشت. به همان سالهایی که تلویزیونهای سیاه و سفید و اتاقهای کوچک، پر بود از صدای فریاد شادی ما برای ضربه سر طلایی حمید استیلی به آمریکا! آن روزها هفت ساله بودم، اما حس آن هیجان پاک هنوز زیر پوست روزگارم جریان دارد…
امروز ایلام میزبان چهرههایی بود که روزگاری نه چندان دور، ضربان قلب میلیونها ایرانی روی سکوها و روبروی جعبه جادویی بودند. چهرههای محبوبی بنامهای حمید استیلی، اسماعیل هلالی، احمدرضا دانا و علی لطیفی. فارغ از تمام حاشیهها و حرف و حدیثهای سالیان دور و نزدیک، نشستن در کنار این نسل، روایت دیگری داشت!
لحظهای که خواستم قاب عکسی از استیلی به یادگار ثبت کنم، تلاقی موهای سپیدشان با پس زمینه سفید دیوار، ناخودآگاه بغضی غریب به گلویم آورد. برف پیری روی شقیقههای مردی نشسته است که با همان تکنیک نایاب، تعصب بیبدیل و دوندگیهای بیپایانش در خط هافبک تیم ملی، خاطره ساخت. حمید خان پرسپولیسی است و با اینکه به لحاظ طرفداری، دل در گروی رنگ دیگری دارم و آبی را جلوتر از هر رنگی میبینم، اما اخلاق مداری و منش صمیمانه استیلی و اصالت ریشهدارش چیزی نیست که بشود نادیده گرفت.
در این سوی اتاق، علی لطیفی ایستاده بود، مهاجم ترکش خورده و تعصبی فوتبال که امروز صراحت لهجه، معرفت مردانه و مرام مشتیاش برایم ملموس بود! چهرهای که روی مستطیل سبز با آن جنگندگی مثال زدنیاش به هیچکس ترحم نمیکرد، اما بیرون از زمین، قلبی به بزرگی دریا دارد. البته استقلالی است و باید هم اینگونه باشد…
اسماعیل هلالی هم با همان آرامش و لبخند همیشگیاش حاضر بود. بازیکنی که روزگاری در سمت چپ زمین با استارتهای ویرانگر و پرسینگهای خستگی ناپذیرش، نفوذناپذیر مطلق بود و میان هواداران به جنگندگی تمام عیار شهرت داشت. دوست داشتنی بود و آرامش جوانیاش همچنان روی ماهش را ترک نکرده بود…
در این میان، حضور احمدرضا دانا حال و هوای دیگری به جمع داده بود. پیشکسوتی با طبعی هنری، نگاهی ژرف و روحیهای لطیف و اهل حال که نشان میداد فوتبال برای او فراتر از چارچوب خشک مسابقات، بوم نقاشی رفاقت و معرفت است. صحبت من و احمدرضا خان، فوتبالی نبود، دقایقی از ریچارد واگنر گفتیم، از نیچه حرف زدیم، از موسیقی سخن گفتیم و بحث را در حوزه هنر و سنتور و عکس ادامه دادیم، و آغوش گرمش مأمن لحظات پایانی آن دیدار بود!
آری! امروز در ایلام، در قاب عکسهای من، موها سفیدتر از همیشه به چشم آمدند، اما در پس این قابهای خاکستری، اسطورههایی ایستاده بودند که جوانیمان را رنگ زدند، همان مردانی که تاریخ فوتبال این سرزمین، هرگز تعصب، شرافت و عیار واقعی نسلشان را فراموش نخواهد کرد.
*فعال رسانهای
کد مطلب 2291807
-
غبارروبی از یک آلبوم قدیمی!
-
تجلیل استاندار لرستان از غزل فتحی
-
جودوی نونهالان و خردسالان خوزستان به پایان رسید
-
پایش مستمر زیستگاههای خرس قهوه ای توسط مامورین یگان حفاظت محیط زیست اردبیل
-
از پروژههای عمرانی تا درآمدهای پایدار؛ نقشه راه عمران کیش برای ارتقای مدیریت شهری
-
سیدجواد رضویان سفیر گردشگری استان قم شد